یه چیزی از دوست چندین و چند ساله ام بگم یه دوستی که استارتش از دوران راهنمایی زده شد(:

یه دلخوری کوچیک باعث چند ماه دوری و قط ارتباط شد پیش خودم گفتم خب حتما روز تولدم زنگ میزنه و مثل سابق که هرروز بهم پیام میداد بزنگ ! دوباره همچی درست میشه. اما دوست گرامی به یه پیام تبریک تو تلگرام اکتفا کرد و من با خوندن پیام تبریکش فقط یه استیکر لبخند گذاشتم.!

دیروز بهش زنگ زدم یهویی بی هوا. کلی خوش و بش کردیم و خندیدیم. اما اعتراف میکنم که ته دلم مثل سابق گرم نبود. اونو نمیدونم.!

جای خنده دار مکالمه تلفنی ما ... بهش میگم آخه تو یه زنگ نباید بزنی من به علی گفتم نههه زینب دیگه تولدم زنگ میزنه اگه زنگ نزد جوابشو نمیدم عوضش تولدش زنگ میزنم شرمنده شه. خب علی ازم پرسید دوستت زنگ زد گفتم نه پیام داد 🙄

زینب میخنده و میگه خب من شب زنگ میزنم شوهرتم باشه صحبت کنیم تو نگو امروز به من زنگ زدی بزار فکر کنه من زنگ زدم.!

عهههه.😳

دقیقا من کجای این رابطه ی دوستانه ام واقعی؟!!!

خودشو میخاد برای همسرم خوب نشون بده🙄

باز به معرفت خودم. 🥰

.

+ دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴| 13:24|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |