میبینم که آمارگیر وبگذر دوباره فعال شده.

یه چند وقتی بود غیبناک شده بود.

ما قدیمی ها ازاین آمارگیر وبلاگ کلی خاطرات داریم. اونایی که دارن میفهمن چی میگم.

از این استیکرایی که میذارم زوم کنید منو بیشتر ببینید دقیقا اینجوریم هم اکنون...

اینم جهت حالی خوش. بعد امروز که قلبم موچاله بود از ناراحتی.!

خوبم و امیدوار به فردایی بهتر.

.

+ یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳| 21:9|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳| 20:40|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۳| 7:53|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

مرگ ، تنها دعوایی که در آن پیروز نمی شویم.!

# هر بار که دوین کم میاره و مستأصل میشه تو زندگی پناه میبره به آغوش اصلان و میگه همین الان یه چیز خوب بهم بگو و اصلان میگه " ما "

در آخرین قسمت سریال " خانواده " وقتی که اصلان بخاطر مرگ برادرش ناامید میشه به دوین میگه یه چیز خوب بهم بگو و دوین با مکث کوتاهی میگه " ما "

این قشنگ ترین سکانسیه که حس پر قدرت پشت هم موندن در تلاطم درد ها ، غم ها و سختی ها رو نشون میده.

.

+ چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳| 11:6|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

عمق عشق اونقدر باید زیاد باشه که توش غرق بشی؛

و من به عشق عمیق تری تو زندگی نیاز دارم.

.

+ سه شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۳| 10:9|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

امروز تولد داداشمه...

قربونش بشم یه دل مهربون و حساسی داره ؛ کبرا خواهرم که بیمارستان بود داداشم گریه میکرد. وقتی از سر کار میاد خونه به کبرا میگه تپلی قلب من.

داداش یکی یه دونه ام تولدت مبارک. 🥳🥳🥳

.

+ دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۳| 13:40|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

‏صادق هدایت تو کتاب سه قطره خون میگه: این گربه که خودش را لوس می‌کند و خودش را به من می‌مالد تا مالامال بشود اگر یک کله خروس جلویش بیاندازی خوی درندگی و پدر سوختگیش را رو میکند برایت.

اکثر اطرافیانمون مثل گربه‌ی صادق هدایت هستن. خوبن ولی تا جایی که واسه منافعشون تهدید نباشی...!

.

+ دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۳| 8:28|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

# ثبات

یه کلمه ی مثبتِ انرژی بخش و قشنگ.

به نظرتون چقدر تو زندگی فردی و جمعی خودمون ثبات داریم.؟!

باتوجه به اینکه هیچی این عالم دارای ثبات نیست و هر دقیقه در حال تغییره...

انسان و ثبات .!

** هر مرحله ی تغییر در آدمی اونو به نقطه ی ثبات نزدیک میکنه؛

حالا چقدر تغییر لازمه که به نتیجه ثبات برسیم؟

اصلا خوبه یا نه به روند تغییرات ادامه بدیم؟

یه چیز دیگه اینکه آدمی از تغییرات مداوم خسته شد که به ثبات فکر کرد.

حد وسط یادمون نره. ((:

.

+ پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۳| 9:27|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

من باخودم میگفت...

تو کی به اینجا رسیدی...!

لطفا این ور و اون ور بوم زندگیتو ببین ... هیشکی مراقب تو نیست ، هیشکی حواسش نیست که از این ور بوم نیوفتی یا از اون ور بوم سقوط نکنی.

هیچ فکر کردی اگه سقوط کنی کیه دستتو بگیره بلندت کنه مراقبت باشه.؟ هیشکی!

پس مراقب خودت باش چیزی که در فراز و فرود زندگی به سختی ساختی ، شیره جونتو مکیدی تا اینجا.... مواظب باش یهو همچی نشه خاکستر و باد.!

فقط احمقها هستن که فکر می‌کنن همچی میدونن. تو دسته احمقها نباش. اما بذار فکر کنن احمقی. هیچ مهم نیست اون چیزی که درون تو جوش و خروش داره مهمه. آتشفشان درونتو همیشه فعال نگه دار‌.

از ناخودآگاه من به خودآگاهم چنین درهم کشیدنی باید.

.

+ چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳| 10:8|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

با خودش میگفت...

* اگه دهن بین باشه چه کنم؟

* اگه همش چش و گوشش به حرف مردم باشه!

* اگه بخاطر حرف مردم زندگی رو برام تلخ کنه!

* اگه به حرف اونی که دخلی تو زندگیم نداره زندگیمونو پیش ببره!

* ای داد ... یه کاری نکنی از چشمم بیوفتی.؟

قاطی میکنم بدبخت میشیم.

*****

قبلنا با یکی چهار ماه تو رابطه بودم. رفتیم و اومدیم و گشت و گذار داشتیم و کلی حرف و خاطره... خب چهار ماه زمان زیادیه واسه دلبستن و آینده سازی... چند روز قبل خواستگاری درست وقتی که همچی تموم شده بود من باهاش کات کردم چون فهمیدم یه آدم دهن بینه و خیلی راحت با حرف بقیه مسیر تصمیماتش تغییر میکنه. من یه آدم محکم ، بااقتدار و با ثبات میخواستم.

***

تو زندگی متاهلی تنها چیزی که میتونه خلق و خوی منو تا مرز جنون تغییر بده همین مورده و بس!

.

+ سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۳| 11:55|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

اگه زندگیمو طبق خواب های دنباله داری که میبینم بنا میکردم الان یه روانی در غل و زنجیر بودم.

خوابای بدی دیدم ولی الان که پاشدم میگم گور هرچی انرژی منفی و چرندیات و خزعبلات زندگی و البته گور خواب‌های حرص درآرِ زجرآورِ مزخرف.

امروز میخوام چند ساعت مهستی و هایده گوش کنم بزنم بکوبم برقصم حال کنم.

فردا همونی میشه که من میخام.

.

+ چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳| 5:45|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

آدمایی که بخاطر حرف دیگران زندگیشون تلخ میکنن و به اصطلاح" به ساز دیگری میرقصن " هیچ وقت زندگی نمیکنن.!این بزرگترین بی رحمی در حق خودته.

‏** سال ها خودتو عذاب میدی تا در نگاه کسانی بالا بری که خودشون حالشون خوب نیست و در عذابن به خاطر افکار آزاردهنده و استانداردهای مسخره و پوچی که بیخودی برای خودشون تعیین کردن‌. بهتر نیست که به خودت بیای و دست از سر خودت برداری و یکم زندگی کنی؟!

** هیچی اندازه "خسته نباشی" دوتا خانونم مسن قزوینی غنجولیم نکرد! درست در لحظه ای که غرق در افکار خودم بودم لبخند به لبام نشوندن.

دیگه جونم براتون بگه ...

اینکه به طرف مقابلتون بگی خودمو ازت میگیرم میدونی کی تا مغز استخونش نفوذ میکنه؟!

وقتی خودتو ازش بگیری. ((:

و کسایی از تنهایی ترسی ندارن که از دل تنهایی گذشتن.

** صدرا کوچولومون داره یه سالش میشه و انقدر غنج میره دلم وقتی میچسبه بهم و سرشو میذاره رو شونم. این نرمک سفید برفی رو باید چلوند. خیلی میچسبه.

.

+ سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳| 10:20|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ دوشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۳| 10:53|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

آدما هرچی با همدیگه صمیمی‌تر میشن، به همون نسبت پتانسیل شبیه به هم شدن‌شون بیشتر میشه. مثلا یه دفعه به خودت میای و میبینی خندیدنتون مثل همه، نظرات و افکارتون مثل همه، سلیقه‌هاتون مثل همه، و یه دفعه می بینی یه نفر شبیه خودت کنارت داری. همونقدر عزیز، همونقدر دوست‌داشتنی، همونقدر نزدیک..

و این صمیمی شدنای ریز ریزمون دلچسبه...‌

با خوندن این جمله خنده ام گرفت.

* تصمیم گرفتم از هر چیزی که باعث چاق شدنم میشه دوری کنم

عکسام، آینه، ترازو... *

.

+ دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳| 21:5|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |