معمولا آقایون تو جمع از خانوماشون تعریف نمیکنن!
مباد که سر زبونا بیوفته یا تو چشم بقیه باشه یا از دستش بده! و...
اون آقایی که بی پروا در جمع از خانومش تعریف میکنه به چه مرحله ای از عشق و اطمینان رسیده؟!
به نظرم خانومی که آقایی ازش تعریف کنه اونم تو جمعی و گروهی، واسش میمیره ! چی گفتم؟
میمیره براااااش
آقایون نترسید مال خودت مال خودته سفت بچسب بهش.
# بعدا نوشت
مال خودمه... اون بار منفی مالکیت ازش پاک کنید ببینید چقدر دلبرانه است. مال خودمه یعنی زندگیمه ((:
و تو مال منی... اصن اون بار منفی مالکیت هم بذار روش مال خودمه.
.
نتونستم مثل گذشته های نه چندان دور زندگیم شب تولدم آهنگ بذارم و بپر بپر کنم و عرق بچکه از سر و روم و نفس نفس بزنم و جیغ و داد و رقص و هم آوا شدن با آهنگ های مورد علاقه ام ... برنامه امسالم بود تو شب تولدم که برنامه ریزی های علی برنامه منو پاشید ازهم /:
خلاصه شب تولدم خانومانه گذشت... دختر سه ساله درونم فوران نکرد
هنوز این بخش درونم نمیتونم واسه علی رو کنم فعلا تو دایره شخصی ترین هام پنهانه...
.
به خودم میگم علی از گذشته ام هیچی نمیدونه... از آدمایی که تو زندگیم اومدن و موندن و رفتن، از آدمای کم رنگ و پررنگ زندگیم! یه وقتایی میگم خب مثلا الان بپرسه از کدومش بگم چی بگم.؟! و خب نمیپرسه یا فعلا به ذهنش خطور نکرده این قضیه... واصلا الان چه فرقی میکنه من برای علی و علی برای من ... آدمای گذشته ی زندگیم نقشی تو الان زندگیم ندارن و فقط گذشته است.
تبلیغ کاری پسردایی بهرام دیدم و پرت شدم به 17 سالگیم وقتی که تازه دیپلم گرفته بودم... ((:
بقول معین زد بماند. همین که مرور یه سری خاطرات لبخند به لبم میاره و نه حسرت خودش یه برد بزرگه.
اینبار که برم رشت باعلی میرم بوتیک کیان و یه چیزایی میخرم چیز میزای قشنگ با کیفیتی داشت.
بهم میگه اینا که بهت پیشنهاد دوستی دادن به اینا میگی خواستگار...؟!! ![]()
آقایون محترم بپذیرید که خانومتون تو گذشته اش خواستگار رسمی و غیر رسمی زیادی داشته است فقط شما نبودی ![]()
از مرض های لیلا ![]()
.
قصه این است ...
که مهمان جهان شد تن من.
تولدم مبارک 🥳🥳🥳🥳
.
لای کتاب " سه دختر حوا - الیف شافاک " این نوشته رو با خط خودم دیدم!
( *****
کدام بهتر است بخاطر آوردن یا فراموش کردن؟!
گذشته یک بار اضافیه باعث دردسره؛ اگه نتونی چیزی رو تغییر بدی چه فایده ای داره؟!
از متفاوت بودن نترس.
نه موندن راحته نه رفتن ! موندن به هر قیمتی حماقته!
چرا باید انسانها به ریشه های دینی ، قومی خودشون افتخار کنند؟ چه فرقی میکنه آمریکایی، عرب یا روس باشی! مسیحی باشی یا یهودی یا مسلمان. چیزی که تو انتخابش هیچ دخالتی نداشتم چرا باید باعث غرور و تعصبم شه؟!!
با تفکر میشه مقابل تفکر ایستاد.
جواب توهین را نه با توهین بلکه با درک و فهم باید داد.
اغلب هم صحبتی با مردان را اگر چه موضوع سخنانشان خسته کننده هم بود به گفتگو با زنان ترجیح میداد. 2001 پری !
اما حالا نه میخواست میان زنها باشد نه مرد ها 2016
عاشق کسی شدن به این معنی است که آن شخص را با تمام مشکلات، رازها و نقصان هایش دیوانه وار کشف کنی.
بوسیدنت چه حسی دارد.؟!!
انگار عشق ها ، ناامیدی ها ، دلخوری ها ، درگیری ها ... همه اش را می شود در یک روز و با یک امضا به دیگری انتقال داد.
انسان همیشه لحظه تسلیم به عشق را می شناخت!
روزی نام ما هم از میان فهرست مخاطبین حذف خواهد شد.
....................................................... ***** )
6 /1/ 1401 ((:
.
چرا من علی را دوست دارم.؟
برق نگاهش وقتی که از سر کار میاد هم میگه خسته ام هم میگه از دیدنت خوشحالم هم میگه دوستت دارم. اون لبخند هرازگاهی که وقتی چشم تو چشم میشیم نثارم میکنه. عطر تنش که بهم آرامش میده. تن صداش که برام جذابه.
******
خب آدما پیر میشن؛ شکسته میشن، نگاهش شاید تغییر کرد، تن صداش شکسته و ضعیف شد، دیگه بوی تنش اون همیشگی نبود،! و شاید لبخندی نثار نگاهم نکرد؛ اون موقع چی؟ دوستش داری؟!!
علی اگه پیر شه به نظرم جذاب تر میشه ((:
*****
احساسات خاموش میشن...؟!
خاموش میشن اگر که ...
به نظرم ، حالا سایر کار ندارم من اینجوریم ... به هرکی میخاد توجه کنه چه مادی ، چه احساسی عاطفی هرچی.. اما توجهش به من چندین برابر بقیه باشه چون من زنشم و باید اولویت اول زندگیش باشم و اصلا به من ربطی نداره که قبلا زندگی داشته و اولویت هایی... الان من هستم. پس مادامی که من اولویت اولش باشم احساساتم شعله ور میشه.
** چند شبه خواب خیانت میبینم !
حالا ببین کجا قراره طوفانی بپا شه./:
.
خانوم کاووسی زنگ زد ... اولش تو دلم غنج رفت بعععله بالاخره شوهرجان در بی خبری من یه قدم واسم برداشت... بعد که توضیحات داد فهمیدم خودم ثبت نام کردم ماه پیش یادم رفته بود/:
بیمه زنان خانه دار بازنشستگی اینا...
گفتم زنگ بزن به همسرم ببین نظرش چیه!
مجدد خانوم کاووسی بهم زنگ زد منتها متوجه تماس نشدم جواب ندادم.
اومد خونه هیچ صداشو درنیاوررررررد![]()
منم سکوت ...
زینب جون قرار بود ثبت نام کنه از طرفی میگفت همسرش میگه ممکنه جنگ شه پولو بردارن واسه خودشون چیزی به ما ندن!
خب اینم جا تفکر داره. ![]()
خلاصه هیچ صداشو درنیاوررررررررررد. ![]()
...
#بعدا نوشت.
ترامپ رئیس جمهور شد جنگ نمیشه دیگه...
میرن تو سوراخ موش.![]()
.
میهن بلاگ تعطیل میشود.
این بدترین خبر واسه اونایی بود که تازه از بلاگفا بخاطر نوسانات سرورش دل کنده بودن و به میهن بلاگ خو گرفته بودن...
و من هم یکی از اونا. ((:
رفتم یه چرخی زدم تو blogfa و blog sky و blog.ir ... و همچنان خبری از mihanblog نبود نیست بود کلا!
یاد s و s و a و f و s و s وk و m ... چقدر زیادن بچه ها ...
پرت شدم تو اوج قشنگ ترین سالهای وبلاگ نویسی!
سری زدم به دوستان خیلی قدیمی تر و وبلاگ های متروک خاک گرفته بی صدا ... میدونید چی قشنگ شد برام! نظراتم برای سالهای 93 و 94 و باقی ... اینکه اسم وبلاگ قدیمیم تو وبلاگ دوستان ثبت بود و خوندن نظراتی که فرستاده بودم برای دوستام... حس و حال قشنگیه آدم نظرات خودشو تو سالیان گذشته بخونه ....
[[ مهین بلاگ با انتشار بیانیهای در ۱۵ آذر ۱۳۹۹ خبر از تعطیلی خود داد و علت تعطیلی را «دشواری نظارت بر محتوا و نظرات وبگاه، قدیمی شدن نرمافزار وبگاه و عدم وجود توجیه کافی برای سرمایه گزاری مجدد جهت خرید سرورهای تازه و تولید نرمافزار جدید» اعلام کرد. در ۳۰ آذر ۱۳۹۹ سرورهای آن برای همیشه خاموش شدند.]]
هرچی گشتم نتونستم بعضی ها رو پیدا کنم )):
# دلتنگی وبلاگی
.
چقدر میشه تو شرایطی که اعتماد متزلزل شده ادامه داد؟
دارم ادامه میدم یا منتظر سکانس پایانم؟
طوفانی در راه است.
و صددرصد منشا طوفان از جانب من نیست.
نباید اینجوری میشد!
واقعا نباید اینجوری میشد.
میدونید چی میشه،!
وقتی آدمها در بیشعوری دست و پا میزنن و فک میکنن همه چیز میدونن... استارت مشکلات ازاینجا زده میشه. و خواهی نخواهی تویی که کنار ساحل آرام زندگی نشستی و داری لذت میبری ازش درگیر طوفانی میشی که دیگری بپا کرده.
منم و یک قوم طوفان بپا کرده ... میگن خود کرده را تدبیر نیست !
من که طوفان دور میزنم خلاصه. باقی بمونن و دور خودشون بپیچن به من چه... ![]()
.
یه سکانسی هست تو سریال ترکی لیلا ...
نور(گونجا ووسلاتری) به قدری زیبا بازی میکنه که مالی(ییغیت کیرازجی) مبهوت بازیگریش میشه. اونجا نگاه مالی به نور نیست نگاه سرشار از تحسین کیرازجی هست به ووسلاتری... گرچه نقش نور منفیه اما من نمیتونم ازش متنفر باشم. اونجا که مثل بچه ها حرصی میشه و پا میکوبه به زمین خیلی خواستنی میشه.((:
.....
اگه تصورات ذهنی ما محقق میشد!
خیلی خیلی مراقب تصوراتمون باشیم. به نظرم هرچی رو که تصور کنی در دنیای واقعیت باهاش مواجه میشی. این روزها دارم به تصوراتم رنگ و لعاب زیباتری میدم. جوری که وقتی به حقیقت زندگی برمیگردم لبخند رو لبامه. چیزی نمونده تحقق رویاها و آرزوها و خواسته ها...
قشنگ تصور کنیم. ((:
.