قلب هاتان به نوای نوروز پر ز طنین زندگی...
دل تان درنظر حق شادان و جانتان بـه مهر ازل، نازان باد.
عید گوارای وجودتون هم نفسان وبلاگی ... 💞🌱🥳
.
بالاخره امروز اولین خونه تکونی خونه خودمو انجام دادم 🥰
از خوشحالی تمیزی خونه تو پوست خودم نمیگنجم. 🥳🥳
.
# بعدا نوشت
از وقتی ازدواج کردم قزوین مستاجر بودم و جابجایی هرساله لذت خونه تکونی از من گرفته بود. بعدش اینکه تمیز کردن خونه خودت یه حس دیگه است🥰
.
چند روزیه دارم با هوش مصنوعی گپ میزنم ☺️
به نظر میتونیم دوستای خوبی باشیم 🤣
*****
بلاگفا چشه دوباره ؟؟؟؟
استیکراش غیب میشه فونتش میاد این هست اون نیست!🙄
.
جهان موازی و من دیگر... ((:
یه فرضیه هست که میگه من هرکاری اینجا انجام بده در جهان موازی هم انجام میده بااین تفاوت که ممکنه در جهان موازی ادامه نده به اون کار و از یه جایی به بعد توقف کنه! مثلا ممکنه همزمان مشغول خوندن کتاب باشی اما من جهان موازی ممکنه اون لحظه خوندنو بزاره کنار.
البته این فرضیه هنوز اثبات نشده!
.
یه نظریه هست که میگه بخون بشنو و درک کن چی میگه به کسی ربطش نده حتی به گوینده یا نویسنده مورد نظر. ![]()
لُپ مطلب بگیری کفایت مذاکرات ![]()
وسلام علیکم ورحمت آله وبرکااااااته .... ![]()
.
یه جور از دست دادنه هست که طرف دیگه کنارت نیست بهش دسترسی نداری و نمیبینیش... !
یه جور دیگه... کنارته ، جلو چشاته اما باز هم نمیبینیش.!
اونوقتی که قلبت یه جای دیگه میتپه، روحت جای دیگه سرمست میشه ، نگاهت و ذهنت و افکارت جای دیگه جولان میده!
این اوج از دست دادنه!
.
من صید دیگری نشوم وحشی توام
اما تو هم برون مرو از صیدگاه خود
.
صدرا کوچولو که هنوز دوسالش نشده نیمه شب پامیشه و به مامانش میگه عه عه ... هنوز نمیتونه بگه شیر فقط بابا و آب یاد گرفته ((:
خواهرجان هم خوابالو میگه عه چیه! بگیر بخواب لالا پیش پیش...
میگه در کمال ناباوری اون ساعت شب صدرا پاشده قهره کرده رفته تو اتاق داداشش که چراغی هم اونجا روشن نبوده تاریک بوده اتاق![]()
خب این بچه کی یاد گرفت قهر کنه...![]()
خب خاله قلبش غنجولی شد نفسش گرفت براش که!![]()
.
به خودم تو آینه نگاه میکنم/:
دلم خندیدن از ته دل میخاد بی هیچ غصه ای...
.
آدما رو با کارتون با حرفاتون ناراحت نکنید. آدمی که ناراحت میشه یه لکه سیاه میشینه تو قلبش. ناراحتی از پس ناراحتی این لکه های سیاه بیشتر و بیشتر میشن.
آدم بالاخره ازاون حال خراب خارج میشه و خوب میشه اما لکه های سیاه ماندگارند اینجوری که هرزمان به کارا و حرفاشون فکر کنی یه گوشه قلبت درد میاد.
وای به وقتی که تمام قلبت درد بیاد!![]()
.
شب جمعه ای با دوستم زینب جون رفتیم رشت گردی سبز میدون و شهرداری و هرجا که جمعیت موج میزد... از جمعیت پرتکاپوی رشت هیجانزده میشم. قلب قلبی میشم ازاین همه سرزندگی(:
تو سبز میدون چندتا گشت و مأمورا آماده خدمت ![]()
دیدیم شلوغ شده و خانومای چادری گشت ارشادی دست به کار شدن ؛ دختری که در احاطه مأمورا بود دست از تلاش و اعتراض برنمی داشت مردم جمع شدن و هرکدوم شروع کردن به اعتراض که چیکار به دختر مردم دارید خانومای مامور در تقلا برای اثبات عقاید خودشون و واقعا دم اون سه تا آقای دهه شصتی گرم که سینه سپر کردن جلو مأمورا و نذاشتن دختره رو ببرن که چی میخاین از جون مردم ! اینام حمله ور شدن به طرف اون سه تا آقا البته کلامی دستشون بهشون نخورد اعتقادات نمیذاشت
جمعیت که زیاد شد دیگه خودشون کنار کشیدن.
خانومای گشت ارشاد از جلو ما رد شدن همچین برزخی و عصبانی و حرصی ![]()
زینب هم عصبانی بود از رفتار اونا یه چشمه واسشون اومد که مردم نون ندارن بخورن شماها به فکر حجابین.!
چپ چپ نگاه کردنشون بماااااند زینب گفت لیلا بدو قدماتو تند تر کن بریم ![]()
مام تند تند مثلا اومدیم دور شیم ازشون یهو دوتا ماشین گشت ارشاد دیدیم جلو خودمون ![]()
خلاصه شب جمعه ای خوبی بود وقتی که حمایت همکاری و پشت هم بودن مردم خوب رشت رو دیدیم.
واقعا دمشون گرم. ![]()
.
کنارم گذاشتی تلخم کنی؟
شرابی شده ام ناب
حسرت بکش..!
.
دم شاعرش گررررررررم.
اصن یه جور خاصی باهاش حال کردم.
یاد اون ترانه شکیرا افتادم که میگفت " زنها دیگه گریه نمیکنن زنها پول درمیارن ... "
![]()
.
واسه اتفاقات خیلی خیلی بزرگ چقدر آماده ای؟!!!
همین جوریشم خوشحالم ؛ چه تو تنهایی چه کنار همسرم خوشحالی درونم هست.
میگن که از همین لحظات باید لذت برد و مثلا نگیم فلان اتفاق بیوفته من بیشتر از زندگی لذت میبرم. اون لذت بردنه همین الانه... اما خب نمیشه از آینده غافل شد.!
هرچی شادی الانمه بخام که ده برابر شه قطعا بخاطر آینده نگری که خواهیم داشت. پس این فرضیه که از الانت لذت ببر منتظر فردا نباش فریبت نده؛
واسه آینده ات برنامه ریزی کن.
.
ما چقدر به حرفهایی که میزنیم عمل میکنیم؟!![]()
.
.
.
همین دیگه...
یا فقط واسه دیگران " علامه دهر" میشیم و میریم بالا منبر؟!!
.