بالاخره پس از کشمکش بسیار لباسم دستم رسید اما کوچیک بود ![]()
اولین شبی که خونه خودمون دوتایی شام خوردیم ... شب سال نو... ![]()
آرزو میکنم تا نیم قرن آینده با هم اینجا زندگی کنیم. ![]()
یه حس خوب اینکه علی با چیدن سفره هفت سینی که از قبل فکرشو کرده بود تو خونه خودمون غافلگیرم کرد.![]()
علی انسان خوبیه ؛ همراه مناسب زندگیه ، گاهی احساساتش بهم میریزه و منفی میشه که من دقیقا نمیدونم حس منفی به خودشه یا اطرافیانش یا محیط یا شخص من... گاهی نگاهش به من خاصه ، گاهی احساس میکنم سرد و وارفته است، و گاهی اونقدر گرم که تو ذره ذره وجودم نفوذ میکنه... ! ومن ! گاهی احساساتم مثل گل یخ میخکوبم میکنه ! اونوقت غمگین میشم؛ قلبم فشرده میشه؛ و دلم میخاد با هیچکس روبه رو نشم. هیچ کس ینی هیچکس! ![]()
و سکوت ... ![]()
با وجود خستگی و ذوق ذوق کردن کف پام بس که سرپا بودم و مشغول تمیزکاری، انقدر هیجان امشبو دارم که خواب به چشمم نمیاد. دلم میخاد زودتر صبح شه به کارای نیمه تمام برسیم. ![]()
.
اعصابم خورده..![]()
لباسمو تیپاکس اشتباهی فرستاده ... دستم نمیرسه!
لباسی که خریدم خیلی مدل من نیست...
انتخاب همسرجان 😁
کفش نخریدم ![]()
کلا هیچی مناسب عید ندارم... ![]()
تصمیمات مهمی گرفتم زیرا کسی به من وفا ندارد باید خودم دست به کار شم. ![]()
برم آهنگای دلخواهمو پلی کنم حالم خوب شه. ![]()
.
زن و شوهر نباید چیزی از همدیگه مخفی کنن! اصن نباید چیز مخفی داشته باشن...اونوقت ما هنوز رمز گوشیای همو نمیدونیم...
خب من اینو کجای دلم بذارم. ؟؟؟![]()
.
# بعدا نوشتتتتت ![]()
به سال 3 ..
یک ساله گوشیامون رمز نداره ولی احتیاط واجب ![]()
.
چی میشه که قلبت با وجود عشقت از تنهایی موچاله میشه؟!
شاید جفتمون یه دنیای دیگه ای تو تنهایی داریم!
.
از درون باید شاد باشی که من نیستم. !
بی اعتمادی ها قلبمو غمگین میکنه.
این روزهای من ...
.
بعدا نوشت ...
حال خوبتو به کسی گره نزن! با خودت خوبتربن باش.(:
.
وقتی عصبی هستین جواب آدمهای مهم زندگیتونو ندین.
بعدش خیلی شیرینه. ![]()
# مهمتر...
گوشیت اگه در زمان سختی زنگ نخورد وقتی برنده شدی سایلنت کن. ![]()
.
و منه مست ... ![]()
بقول " ف " یه وقتایی حال میده این مستی و بی خیالی ...
.
چرا خانما از شنیدن دوستت دارم سیر نمیشن و آقایون فکر میکنن این جمله قطعا باید تکراری بشه و دوست داشتن رو باید عملی نشون بدن؟
این به تفاوت اعصاب و سیستم عصبی خانما و آقایون برمیگرده!
خانما مسیر عصبی از هر لحظه ای رو تازه نگه میدارن به شکلی که با یادآوریش انگار تازه اتفاق افتاده اما مردان اون مسیر رو تقویت نمیکنن و حتی فراموش میکنن نسبت به خانما،
مگه در موارد مهم که مسیر عصبی ببینه زندگی مرد به خاطرش عوض شده!
اما خانما حتی برای کوچیکترین اتفاق غیر مهم هم مسیر عصبی محکم میسازن برای همین وسط خنده هاتون با یه خانم اون خانم بهم میریزه چون یهو سیستم عصبی یادآوری میکنه این قبلا سر فلان شرایط منو اذیت کرد و انگار اون شرایط به همون تازگی براش تکرار میشه و آزار دهندس!
تنها خط دفاعی مرد در برابر این یورش عصبی گفتن " دوست دارم " هست وگرنه هیچ قدرتی نمیتونه زن رو در اون حالت خلع سلاح کنه!
حتی اگه تماما تلاش عملیتونو نشون بدید!
اینجانب نسسسسبتا موافق. ![]()
#حس وحال موقت ((:
.
به تعداد آدمهای روی کره ی خاکی، تفاوت فکر و نگرش وجود داره!
پس اینو بپذیر:
کسی که تفکرش باتو متفاوت است، دشمنت نیست؛
انسان دیگریست.
چرا تلاش میکنیم آدما رو تغییر بدیم؟
آدم باید دیگران رو همونطوری که هستند بپذیره، یا همونطور که هستند به حال خودشون بزاره!
واسه یه چیزایی اصلا تلاش نکن خسته میشی خب. !
.
امروزم با دلسردی گذشت.
من خودمو میشناسم دلم به این راحتی با کسی صاف نمیشه.
خودمو تو کتاب ، فیلم ، موسیقی و اینجا غرق کنم.
.
#بعدا نوشت
یه قلبی دارم که ... ![]()
بچه های وبلاگ نویس خودمونی این سالها... !
یه دوستی داشتیم اینجا میگفت برو سراصل مطلب و لُپ کلام و تعارف تیکه پاره نکن.
خیلی عشقید.![]()
.
نه چیزی بخواه ، نه چیزی بپرس، نه چیزی بشنو... شنوای درون خودت باش.
آدمها اون چیزی که نشون میدن نیستن. همه نقاب به چهره دارن. من شاید بااین سبک و سیاقی که پیش گرفتم تنهاترین شم. شاید کسایی که هستن دوروبرم باعشق و احترام نباشند؛ فقط هستند ...
من از آدمهای پشت نقاب ها بیزارم. !
.
حرف زدیم...
شاید مشکلی حل نشد!
شاید دلخوری پیش اومد؛
شاید ته دلامون قدری دلسرد شد؛
اما...
خودمو رها میکنم تو دنیایی که درش به روی همه باز نیست.!
یه چیزی میدونم بیام رشت حالم خیلی بهتر میشه.
هرقدر دورتر بهتر...
.
غمگینم... به قدری که قلبم فشرده است. !
.
# بعدا نوشت...
چرا؟!
کم کم یاد میگیری خیلی به خودت فشار نیاری و راحت بگذری ؛ قشنگترین و بهترین لطفی که میتونی در حق خودت بکنی(:
.
و اگر احساسات درگیر نشوم باتو...
منطق زندگی ما قشنگ نیست. !
تو منطق زندگی ما آدمایی هستن که دوسشون ندارم.
.
شمال برف باریده برق قطع کرده، تو سراوان قطعی برق باعث قطع شدن آب هم میشه...حالا نه برق دارن نه آب نه موبایل آنتن میده ! دوروزه دارم تلاش میکنم بهشون زنگ بزنم نمیشد. تااینکه امروز مامانم با گوشی داداشم زنگ زد و گفت تازه بارش برف قطع شده ولی حدود یه متر برف رو زمینه...
همه ی اینا به کنار، اینکه مامانت با وجود همه ی نداشتن های پس از بارش برف، غش غش میخنده و میگه بابات برف میریزه تو قابلمه آب میشه فعلا استفاده میکنیم.. آخه قربونش بشم همینقدر به راحتی از مشکلات میگذره و همین که کنار همدیگه هستن میگه شکر.
شبهای برفی خونه پدری یه صفای دیگه ای داشت. اون جمع شدن دور هم کنار بخاری تو تاریکی خونه و سفیدی بیرون ... خوردن چای با نون کولبایی که مامان پخته بود و ما خواهرا چقدر از باهم بودن لذت میبردیم.
.
بزرگ ترین اشتباه زندگیم این بود که پذیرفتم با دوتا بچه تو یه خونه زندگی کنم.! درسته الان بامن زندگی نمیکنن ؛ ولی همون تجربه ی افتضاح دوساله کافیه تا یادآوریش حالمو بد کنه.
واسه کسی مهم نیست !
# تلخ ترین من ...
.