ساعت یازده صبح رفتم فروشگاه سر کوچه مرغ بخرم نداشت رفتم فروشگاه هفت اون طرف خیابون ...
از خیابون که رد میشدم چند تا ماشین همزمان توقف کردن که من رد شم حس ملکه بودن بهم دست داد👸
😂😂😂
فروشگاه هفت هم مرغ بدون استخون نداشت یکم چیزمیز خریدم اومدم خونه.
علی آقام که فردا شیفته دوساعت، امروز نمیاد 🙄
اون چی چی بانک فلان فلان شده چی چی نشده... 🥵
همه جا تعطیله الااااا شعبه اینا 😡
.