گاهی وقتا یه چیزایی تصوراتی یه چیزی مثل فیلم زنده جلو چشام میاد که نیست؛ یعنی فعلا نیست تو ذهنم اتفاق افتاده ! اما انقدر پرواضح و شفاف که طبیعتا مغزت فریب میخوره و قدرت تحلیلشو از دست میده؛ و انگار که اون حزن و درد و اندوه تزریق میشه تو رگ به رگ وجودت! حالا این تصورات واضح دردناک و غم انگیز بالاخره اتفاق میوفته بقول یکی ما همه تو صف زندگی ایستادیم ببینیم کی نوبتمون میشه!

امیدوارم اون موقع درهم نشکنم و تاب بیارم تاسیان زندگی رو.!

.

+ چهارشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۴| 7:9|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |