آدم تا وقتی مجرده قدر پدر و مادرو نمیدونه... درست وقتی که ازشون جدا شدی رفتی سر خونه زندگی خودت تازه میفهمی یه چیزی ماورای طبیعت کنارت بوده و نفهمیدی؛ ثانیه به ثانیه صداشون تو گوشت پیچیده و نفهمیدی؛ نگاهشون به نگاهت گره خورده و نفهمیدی...
اونجا که تو سکوت و خلوت خودت نشستی گوش و چشم و قلبت دنبال چیزیه که عمری واست حاضر بوده و الان نیست ، تازه اونجاست که میگی من چرا بیشتر ازاین ها قدر این صدا ، این نگاه ، این قلب های بزرگ رو ندونستم و گاها نادونی کردم مقابلشون.... !!
بالاتر از پدر و مادر نداریم.

مامان من همیشه موقع خدافظی پشت خط تلفن یه جمله میگه قلبم فشرده میشه از شنیدنش...
میگه *** دِ کار نداری من تَرَ بمیرم ***
تا هستن تا سایشون بالاسرمون هست قدرشون بدونم.

.

+ شنبه بیستم بهمن ۱۴۰۳| 9:14|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |