آرام من ... محمد معتمدی رو خیلی دوست دارم. یه حس خلسه، خالی بودن، تهی شدن، رها شدن و پرواز بهم دست میده. و به شدت دلتنگی ... ((:
اما از وقتی که تو ماشین این آهنگ پخش شد و علی زد زیر گریه، من قلبم فرو ریخت. افکارم درهم شد. درست در لحظه ای که بهترین ها رو تو مغز و روحم شناور داشتم یهو آسمان افکارم ابری شد ...
نمیدونم به چی فکر کرد که اینجوری شد! شاید گذشته ی نه چندان دور... شاید تلخ کامیهای روزگار وشاید هم تنهایی...
اما من دقیق یادمه موقع پخش این آهنگ به چی فکر میکردم. ((:
این آهنگ فوق العاده محمد معتمدی رو تو خلوت گوش میدم و بسیار لذت میبرم. و شاید گاهی مثل الان چشام پر اشک شه و قلبم به تپش بیوفته اما من پرواز در خودِ شناور در تو رو دوست دارم.
آرام من.. حس رهایی...
.