من تو هیچ زمانی دوست نداشتم به عقب برگردم. هیچ وقت پیش خودم نگفتم اگه به فلان تاریخ و فلان روز برمیگشتم فلان کارو میکردم یا نمیکردم.

اما از یه چیز مطمئنم!

چیزی که مقابل خودم میبینم پشت سرم نیست.

# ما امروز تو خیابون بحثمون شد و من به شدت میخواستم ازش فاصله بگیرم.

چرا؟!

لذت های زندگی باید دو طرفه باشه وگرنه کم کم دلت سرد میشه ، مثل ابزاری که یه جایی به کارت میاد و بعد میذاریش یه گوشه و تا وقتی که مجدد لازمش نداشته باشی نمیری سراغش. !

و زندگی یه همچین طورای مزخرفی هم دارد./:

# من چرا میخواستم از علی فاصله بگیرم ؟

یه بحث کوچیک که نباید دلتو احساستو نیست کنه!

چیزی که واسم مهمه، مهمه دیگه سرش شوخی ندارم. این همه گفتم و خوندم و تاکید کردم ، انگار هیچی ...

همین چیزمیزای ریز زندگی که نادیده گرفته میشه آتیش زیر خاکستره هیچ نمیفهمی کی و چطوری گُر گرفت.

.

+ شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۳| 22:17|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |