یک نفر هست که لب وا بکند می میرم

خنده ی معجزه آسا بکند می میرم

در کنارش بخدا حس عجیبی دارم

بوسه موکول به فردا بکند می میرم

جان من بسته به هر موی سیاهش شده است

تاری از زلف ، هویدا بکند می میرم

دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما

اگر این مسئله حاشا بکند میمیرم

مثل آن شعله که از بارش باران مرده

صورتم را اگر او ، ها بکند می میرم

رفتنش آخر دنیاست خودش میداند

با کسی غیر خودم تا بکند میمیرم

دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد

کفش رفتن اگر او پا بكند ميميرم

+ سه شنبه هفتم آذر ۱۴۰۲| 8:54|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |