اونا تورو میشناسن؛ ولی من بلدمت.
اونا لبخند به لبات میارن؛ ولی من میخندونمت.
اونا اذیتت میکنن؛ ولی من مرهم میشم رو زخمات.
اونا بهت بدی میکنن؛ ولی من بغلت میکنم.
اونا اسمتو میدونن؛ ولی من بوی تنتو میشناسم...
.
اونجا که مولانا میگه ...
خوشا صبحی که او آید، نِشیند بر سر بالین ،
توچشم از خواب بُگشایی، ببینی شاه شاهانی :))
.