به طرز شفافی فکر علی رو میخونم، بعد کنجکاو میشم که واقعا اینه..؟؟؟؟ و منتظرم از زبان خودش بشنوم ، اما نمیگه.! دوست دارم حقیقت ذهنشو بشنوم، نه چیزی که صرفا خوشم بیاد. فعلا حس و حالم اینجوریه. حواسش به من نیست و نمیدونم پیش خودش چه فکری میکنه درباره حقیقت وجودی من.!

ومن تا کی میتونم این سرگردانی ذهنمو تاب بیارم تا برسم به اون انسجامی که ایده آلمه..؟!

این روزها بیشتر ازهمیشه خسته و کلافه ام.

.

+ جمعه نهم تیر ۱۴۰۲| 22:22|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |