زمانی که تو سختی و مشکلات گیر کردین رو کمک چند نفر میتونید حساب کنید؟! اینکه ذهن آدمی وسط مشکلات زندگی سوق پیدا کنه سمت اسمی که یاوره، چهره ای که آرامشه، نگاهی که در همه حال بهت میگه من هستم نگران هیچی نباش!!

شده این حس و حال؟؟؟ ، تجربه کردین اینو.؟؟

اتفاقات اخیر باعث شد من به این نقطه برسم که خب حالا به کمک کی چشم امید داشته باشم؟! بااینکه مامان گفت تو بچه ی مایی ، اینجام خونته، تا هروقت دوست داشتی بمون. و بابا یه سری راهنمایی های اقتصادی که خب صددرصد موافق نبودم اما درک کردم پدره و هر پدری نگران فرزندشه.

یاد یه کلیپ خارجی افتادم که پدر عروس به داماد میگه من دخترمو دست تو سپردم اگه روزی دیگه دوسش نداشتی اذیتش نکن فقط اونو به من برگردون.

من بااین کلیپ گریه کردم. خیلی حس عمیقی داشت. و عجیب تونستم حال اون پدرو درک کنم. تنش های کوچک و بزرگ زندگی باعث میشن حس و تجربه ی آمیخته بهم قوی ترین حالت ممکنو در تو زنده نگه داره، رو پاهای خودت واستی و به خودت تکیه کنی و استقامت...

حالا من توی اون بحران روحی مضطرب کننده، خب من که چیزی از افکار علی نمیدونستم ، خبر نداشتم تو ذهنش چی میگذره، من گفتم حالا خودمم که باید نگرانی مضاعف خانواده ، یه اسم تو شناسنامه و تنهای تنها بار سنگین یه زندگی که اصلا تجربه اش نکردمو به دوش بکشم.!!

یه زندگی جدید پس ازتو در ذهنم طراحی کردم ، یه سر به دوستان قدیم زدم، یه شغل واسه خودم دست و پا کردم که محتاج هیشکی نباشم، این یه بخش از زندگی بود که تونستم جمع و جورش کنم. اما خلا مهم من تو زندگی تو بودی که باهیچی و هیشکی پر نمیشد.!

تو میتونی در پیچ و خم زندگی بهترین خودت باشی ، اما نمیتونی بهترین فرد زندگیتو حذف یا جایگزین کنی مگه اینکه این وسط رشته اتصالات روحی کاملا قطع شده باشه. !

.

+ دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲| 9:23|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |