23 دی ...

یه کیلو و نیم کم کردم همین چند روزه خوب نیست فیکه بخاطر تغذیه نامناسب غصه، ترشح اسید معده ... آخرش سرطان روده میگیرم ازاین همه حرصی که به خودم تزریق کردم.
دیشب زل زده بودم به سقف اتاق، خواب به چشام نبود صدای نفس های علی تو گوشم می‌پیچید. نگاش میکنم ظاهرا خوابه اما نمیدونم وقتی خوابه پوف پوف میکنه لبش کج میشه گاهی هم آب دهنش راه میوفته 😂
دیشب اینجوری نبود شاید نیمه خواب بود.
فکرم میپیچه انگار مغزم فرمان میده این پیچش لعنتی میرسه به معده ام.
چرا خوشحال نیستم.؟!
این سوالی بود که دیشب از خودم پرسیدم.
علی چی؟ خوشحاله؟!
دلم میخاد برم؛ برم یه جای دور، دور از آدمها..‌!
اما نه این تفکر وقتی میاد سراغم که قلبم ناراحته وگرنه اینجا کنار آدمایی که دوسشون دارم بهشت منه.😊

.

+ سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴| 16:5|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |