از صدای پدر و مادرت خسته نشو یه روزی دلت برای صداشونم تنگ میشه.
وصداها تو گوشم میپیچه... صدای آدمایی که دیگه نیستن.!
🍃❤️🍃
دیشب با مامانم حرف میزدم که یهو برقشون قط شد مامان و خواهرم تنها بودن و بابا و داداشم رفته بودن بیرون. حدود یه ساعتی حرف زدیم.. دراون تاریکی خونه که میدونم وقتی برق قط میشه چشم چشمو نمیبینه دنبال چراغ قوه و زمانی که روشنش کرد کلی به جون علی دعا کرد که اینو واسش خریده و من ذوق میکردم از دعای خیر مادرم وقتی که میگفت خدا پشت و پناهش باشه ... و دعای مامانم قوی ترین تضمین زندگی من. 🥹
وخنده های شیرینش که میگفت کبرا چراغ موبایلشو روشن کرده آخه خودش بلد نیست. (:
از کبرا نگفتم براتون شیرین ترین خواهر دنیا که هرچی تلخی تو رفتارش و کاراش هست به یه گفتار طنازی پاک میشه از ذهنمون .. و همیشه همین بوده.🥰
فرصتی دیگر ازش میگم بماند به یادگار در دفتر وبلاگی خاطراتم.
🍃❤️🍃
اگه تصورات ذهنی آنی محقق میشد.! 🤔
.