ادامه مطلب
+ یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱| 23:19|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱| 16:26|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

اون چندتا جمله ساده ای که میتونه همنفس زندگیتو دلگرم کنه به بودن درکنارت، ازش دریغ نکن...

امشب ازم پرسید این همه عطش چجوری نگه داشتی ؟!

اون چند ثانیه ای که منتظر جواب بود یه موج عظیمی از ذهنم گذشت و گفتم خب من این لذتو تجربه نکرده بودم! دقیقا هم همین بود. باتوجه به اینکه من رابطه باهرکسی رو نمیخواستم ، چشم به راه هم سیگنال خودم بودم و تمام شخصیت علی ، تمامیت خودش و نه چیز دیگری همونیه که من دنبالش بودم.

صبحی که گذشت تو ایده آل ترین بودی برام وقتی تمام تصورات ذهنمو به حقیقت تبدیل میکنی. :))

مرسی که برام خاطرات خوب خلق میکنی. یه دنیا بغل محکم همچین له شم وسط بازوهات.

.

+ یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱| 0:29|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ شنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۱| 5:6|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱| 0:8|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۱| 23:8|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

یه صبح پاییزی حاضرشدم که برم مدرسه، رفتم دنبال مریم ، دیگه سال بالایی بودیم و محبوبه و آمنه رفته بودن مدرسه راهنمایی، من و مریم میشدیم سال بالایی و رقیه و سمیه و فاطمه و شیوا... سالای پایین تر، یه حالی میداد سال بالایی باشی، من مبصر کلاس بودم ، مبصر صف هم بودم، نمیدونم چرا زنگ آخر به اصطلاح زنگ خونه که به صدا درمیوند بچه ها رو به صف میکردن باصف میرفتن خونه، اونوقت هرکی سر کوچه خودشون از صف خارج میشد، چی بود این...

مبصر صف خونه ..

رفتم دنبال مریم صداش کردم خواهرش مهتاب از پنجره اتاقش سرشو آورد بیرون گفتم سلام، با مهربونی و خنده ای که همیشه رو لباش بود گفت سلام. الان میاد، بعدش رفت، چند دقیقه بعد دیدم خواهرش از پنجره اتاق نگاه میکنه گفتم سلام، خندید منم خندیدم آخه مهتاب بود من جای خواهرش لیلا اشتباهی گرفتم، لیلا اومد کنار خواهرش و باخنده گفت منو با مهتاب اشتباه گرفتی و مهتاب یادمه با خنده گفت همه مارو اشتباه میگیرن خیلی شبیه همیم.

من ...

سالهاست که مهتاب بین ما نيست اما همیشه در خاطرم زنده است.

روحش درآرامش ابدی ...

.

+ سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۱| 19:25|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۱| 17:3|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۱| 9:30|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱| 23:17|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱| 22:56|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱| 16:1|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱| 16:36|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ پنجشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۱| 16:15|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

بعد مدتها انیمیشن دیدم ...

پرسپولیس ... مرجان ساتراپی

" پرسپولیس" به خاطرات مرجان ساتراپی در ایران تا قبل از اینکه به فرانسه مهاجرت کند مربوط می‌شود.

ببینید حتما ((:

.

+ سه شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۱| 15:28|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ سه شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۱| 6:53|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۱| 9:15|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۱| 23:3|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۱| 11:27|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱| 15:45|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱| 21:43|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۱| 8:12|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۱| 23:0|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۱| 22:59|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

​​​​​​عشق مثل پرواز است

بالا رفتنش جسارت می‌خواهد

بالا ماندنش لیاقت...

.‌

+ چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۱| 22:38|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ سه شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۱| 20:32|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

اگه عشقت واقعی باشه زندگی درکنارش با همه ی فراز و فرودش زیباست، میشه همه ی پستی بلندیای زندگی رو پشت سرگذاشت اگه دلت قرص باشه به قلب تپنده و دستای گرم عشقی تابه ابد...

.

+ دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱| 8:8|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱| 0:35|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه نهم بهمن ۱۴۰۱| 20:13|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |

ادامه مطلب
+ یکشنبه نهم بهمن ۱۴۰۱| 18:30|𝐿𝑒𝒾𝓁𝒶| |